دارو ، بانك اطلاعات دارويي و ليست داروها

دارو ، بانك اطلاعات دارويي و ليست داروها

دوشنبه ۰۳ مهر ۰۲

آنتي بيوتيك

۵ نشانه نياز بدن به آنتي بيوتيك 

 

 

مصرف آنتي بيوتيك ها، تنها در صورت وجود علائمي خاص هنگام سرماخوردگي مجاز است. بدن انسان به گونه اي آفريده شده كه گاهي اوقات پيام هاي درد را به شكل گرفتگي بيني، سرفه يا جراحت گلو نشان مي دهد. در اين شرايط اغلب افراد مي كوشند تا در اولين فرصت با مصرف آنتي بيوتيك علائم سرماخوردگي را در همان مراحل خفيف بهبود دهند در صورتي كه آنتي بيوتيك هيچگونه تأثيري بر اين علائم ندارد.

آنتي بيوتيك ها، داروي كشنده باكتري ها هستند كه در ۹۰ درصد از عفونت هاي مجاري تنفسي از جمله آنفلوآنزا مؤثر بوده و عفونت هاي سينوسي را بهبود مي بخشد.

از آنجا كه آنتي بيوتيك ها بر ويروس ها بي اثرند، افتراق عامل بوجود آورنده بيماري توسط پزشك نقش مهمي در استفاده مؤثر از داروها و التيام بيماري ها دارد.

بنابراين لازم است يكسري علائم در فرد بيمار وجود داشته باشد تا وجود باكتري ثابت شده و نياز به مصرف آنتي بيوتيك مشخص شود. علاوه بر نشانه هايي كه پزشك متخصص در فرد بيمار پيدا مي كند وجود پنج علامت براي مصرف آنتي بيوتيك ضروري شمرده شده است تا به اين ترتيب از مصرف خودسرانه اين قبيل داروها پيشگيري شود.

▪ تب: افزايش دماي بدن، لرز و احساس سرما از نشانه هاي ورود باكتري ها به بدن است. اگرچه اين علائم به واسطه ورود ويروس ها نيز در بدن تظاهر پيدا مي كنند ولي تداوم آنها نشانه اي از نياز به آنتي بيوتيك است.

 

▪ طول مدت بيماري: از آنجا كه عفونت هاي ويروسي به سينوس ها گسترش پيدا مي كند و ممكن است با عفونت هاي باكتريايي همراه شود، چنانچه سرماخوردگي هاي ويروسي بيش از ۱۰ الي ۱۴ روز ادامه پيدا كند نياز به مصرف آنتي بيوتيك مناسب با تجويز پزشك وجود دارد.

 

▪ ترشحات رنگي: اغلب ترشحات مجاري هوايي كه توسط ويروس ها به وجود مي آيند، آبكي و شفاف هستند اما چنانچه اين ترشحات سبزرنگ شده باشند، عفونت باكتريايي تلقي مي شوند، بنابراين نياز به مراجعه به متخصص دارد.

 

▪ زخم گلو: اگرچه مخاط قرمزرنگ گلو و بلع دردناك در انواع سرماخوردگي ها وجود دارد اما لكه هاي سفيدرنگي كه پزشك در حلق تشخيص مي دهد نشان از عفونت هاي باكتريايي است.

 

▪ تست آزمايشگاهي: بررسي خلط سينه يا ترشحات بيني در آزمايشگاه، روش مناسبي براي نوع ميكروب وارد شده به بدن است. از آنجا كه كشت باكتري ها حداقل دو روز زمان نياز داشته و پرهزينه تر است، اين روش در رابطه با تشخيص عفونت سل، كاربرد بيشتري دارد.

 

داروهاي مرتبط با آنتي بيوتيك : آزيترومايسين ، آميكاسين ، تالنتين 

عوامل ضد ويروس

ويروس چيست؟

 

يك ويروس يا ويريون از قسمت هاي زير تشكيل شده است:

 

اسيد نوكلئيك: رشته هاي تكي يا دوتايي DNA يا RNA كه حاوي اطلاعات حياتي ويروس هستند.

پوشش پروتئيني: DNA يا RNA را احاطه كرده و از آن محافظت مي كند.

غشاي ليپيدي: پوشش پروتئيني را احاطه مي كند (در بعضي ويروس هاي خاص مثل آنفلوآنزا يافت مي شود و به آن ها ويروس هاي غلاف دار گفته مي شود).

در مبحث ظاهر و پيچيدگي، ويروس هاي بسيار گسترده هستند. بعضي ها مانند يك توپ هستند و برخي ديگر ظاهري مانند يك ماه نورد آپولو دارند.

 

برخلاف سلول هاي انساني و باكتريايي، ويروس ها حاوي آنزيم هاي بسياري نيستند (تركيباتي كه به واكنش ها سرعت مي بخشند) و درون خود چيزي نگه نمي دارند. در عوض، فقط يك يا دو آنزيم در اختيار دارند تا با استفاده از آن ها كد ژنتيكي خود را رمزگشايي كنند.

 

بنابراين، ويروس براي آنكه بتواند زندگي خود را وارد مرحله اي پيشرفته تر كند، نياز به مزرعه اي بزرگ دارد، جايي كه اجازه رشد و تكثير به آن داده شود، چيزي مثل سلول هاي حيواني، گياهي و باكتري ها. سلول ميزبان، هر آنچه كه يك ويروس براي رشد لازم داشته باشد را در اختيارش قرار مي دهد و تكثير ويروس ادامه مي يابد.

 

بيرون از سلول ميزبان، ويروس ها هيچ قابليتي نخواهند داشت و صرفا كپسولي هستند حاوي رشته هاي ژنتيكي. به همين دليل، ويروس ها را نه مي توان موجود زنده خطاب كرد و نه غير زنده خواند اما اغلب محققين و دانشمندان معتقدند كه ويروس ها به دليل داشتن DNA و RNA و رشد و تكثير در بدن جانداران ديگر، موجود زنده به حساب مي آيند.

 

يك ويروس چگونه سلول را مبتلا مي سازد؟

 

ويروس ها همه جا هستند و منتظرند تا يك سلول ميزبان پيدا كرده و وارد آن شوند. ممكن است از طريق بيني، دهان، سطح خراشيده پوست و يا زخم ها وارد بدن شوند و زماني كه وارد شدند، يك سلول براي ميزباني پيدا مي كنند.

 

براي مثال، ويروس سرماخوردگي و آنفلوآنزا سلول هاي دستگاه تنفسي يا دستگاه گوارش را مورد حمله خود قرار مي دهند. ويروس نقص ايمني انسان يا HIV كه سبب بيماري ايدز مي شود نيز، سلول هاي T از سيستم دفاعي را تخريب مي كنند.

 

فارغ از نوع سلول ميزبان، تمام ويروس ها چرخه ليتيك را مي پيمايند تا فعاليت خود را آغاز كنند:

 

يك ويروس به سلول ميزبان متصل مي شود.

ويروس، ماده ژنتيكي خود را به درون سلول ميزبان تزريق مي كند.

كد ژنتيكي جديدي كه وارد سلول شده، آنزيم هاي سلول ميزبان را براي بازتوليد و نشر خود در اختيار مي گيرد.

آنزيم ها شروع به ساخت تكه هاي جديد از روي ويروس مي كنند.

تكه ها كم كم به هم متصل شده و ويروس جديدي را در داخل سلول ميزبان شكل مي دهند.

هزاران ويروس جديدي كه با استفاده از كمك آنزيم هاي ميزبان ساخته شده اند، باعث از بين رفتن سلول شده و از آن خارج مي شوند. ويروس هاي جديد سپس اين چرخه را تكرار مي كنند.

تمام ويروس ها چند نوع پروتئين روي پوشش پروتئيني يا غلاف خود دارند كه سبب مي شود سلول ميزبان خاصي را شناسايي كرده و به سراغ آن بروند. در حقيقت، ويروس ها در تماس با اولين سلولي كه قرار بگيرند قرار نيست وارد آن شوند. پروتئين هاي سطي سبب مي شود تا اين ذرات ريز به غشاي سلول ميزبان بچپسبند. برخي ويروس هاي غلاف دار هم بدون هيچ مشكلي از غشاي سلول عبور مي كنند، به اين علت كه جنس پوشش بيروني هر دو از ليپيد است.

 

اين ويروس ها به سادگي و پس از ورود به سلول محتواي خود را آزاد مي كنند اما ويروس هايي كه نمي توانند به سادگي از غشا عبور كنند، بايد با ترفندهايي ماده ژنتيكي خود را به درون سلول تزريق نمايند.

 

درون سلول چه رخ مي دهد؟

 

به محض ورود، آنزيم هاي ويروسي كنترل امور را در دست گرفته و كودتايي عليه آنزيم هاي سلول ميزبان به پا مي شود. به جاي آنكه تمام انرژي در اختيار آنزيم هاي سلول براي تقسيم سلولي قرار بگيرد، آنزيم هاي ويروسي با ديكته كردن قوانين از روي ژنتيك ويروس، كنترل سلول و آنزيم ها را در دست مي گيرند. پس از توليد DNA يا RNA، آنزيم ها پروتئين سازي را هم آغاز مي كنند تا محتواي ژنتيكي وارد آن ها شده و يك واحد ويروسي مجزا و كامل را ساخته باشند. پس غلاف ليپيدي كه بالاتر از آن صحبت كرديم چگونه پديد مي آيد؟

 

وقتي كه ويروس هاي جديد ساخته شدند، دو راه براي خروج خواهند داشت:

 

ليز كردن سلول يا به عبارتي متلاشي كردن ديواره.

به صورت سوزني و با فشار به غشاي سلولي، بخشي از سلول را به دور خود پيچيده و خارج مي شوند. در حقيقت ويروس ها غلاف ليپيدي محافظ خود را توليد نمي كنند، بلكه از سلول ميزبان قرض مي گيرند.

به محض آزاد شدن، واحد جديد قادر است به همان اندازه تخريب گر باشد و ويروس هاي جديد را آلوده كند. از آنجايي كه سرعت توليدمثل ويروس ها بسيار بالاست و از روي هر ويروس هزاران نمونه درون يك سلول ساخته مي شود، سرعت شيوع آن در بدن نيز بسيار سريع است.

 

طي چند مرحله، ويروس وارد بدن شده، شما را از پاي مي اندازد و سپس بدن به مقابله با آن مي پردازد. مراحل يك سرماخوردگي ساده به خوبي نحوه كاركرد ويروس ها را توضيح مي دهد:

 

شخصي مبتلا در نزديكي شما عطسه مي كند و ويروس در هوا پخش مي شود.

نفس مي كشيد و ويروس درست به رديف سلول هاي پوششي سينوس درون بيني شما مي چسبد.

ويروس به سلول هاي پوششي حمله كرده و توليدمثل ويروس هاي جديد را سريعا آغاز مي كند.

سلول ميزبان از هم مي پاشد و ويروس وارد جريان خون مي گردد و به شش ها مي رسد. به دليل اينكه چند رديف از سلول هاي پوششي سينوس خود را از دست داده ايد، مايعات داخلي بدن به سادگي وارد كانال بيني شده و آبريزش بيني پيدا مي كنيد.

حالا نوبت به گلو مي رسد. با تخريب بافت هاي اين ناحيه و تكثير بي رويه، گلودرد ايجاد مي گردد.

ويروس هايي كه وارد جريان خود شده اند به تمام بدن انتشار يافته اند و عضلات را هم مورد حمله مستقيم قرار داده اند و در نتيجه بدن درد ايجاد مي گردد.

ويروس ها غافل از اينكه سيستم ايمني بدن حواسش به همه چيز هست، به فعاليت خود بي وقفه ادامه مي دهند. سيستم ايمني متوجه عفونت مي شود و شروع به ساخت موادي شيميايي با نام پيروژن كرده و دماي بدن را بالا مي برد.

 

اين تب در واقع نشانه مثبتي است، يعني سيستم ايمني بدن شما در اوج مداخله قرار گرفته و عوامل بيگانه را شناسايي كرده. با بالا رفتن دماي بدن، توليدمثل ويروسي آهسته تر مي شود. عمده فعاليت هاي بدن انسان در درجه حرارت 37 درجه سانتي گراد يا 98.6 درجه فارنهايت صورت مي پذيرد و با بالارفتن دما، آنزيم ها هم از كار مي افتند.

 

اين پاسخ ايمني تا زماني كه ويروس ها كاملا از بين بروند ادامه مي يابد. با اين حال، اگر عطسه كنيد و جلوي خروج ويروس ها را نگيريد، عوامل بيماري زا را آزاد كرده ايد و منتظر يك ميزبان تازه گذاشته ايد.

 

چرخه ليزوژني

 

برخي ويروس ها مانند هرپس تناسلي يا HIV زماني كه وارد سلول ميزبان شوند بلافاصله توليدمثل را آغاز نمي كنند. در عوض، دستورالعمل ژنتيكي خود را وارد كدهاي ژنتيكي سلول ميزبان مي كنند و منتظر مي مانند تا سلول تقسيم خود را آغاز كند. وقتي سلول تقسيم مي شود، ويروس هم با آن تقسيم شده و وارد هر دو سلول جديد مي شود.

 

ممكن است زمان زيادي بگذرد و ويروس همينگونه خفته و در نهاد ژنتيكي سلول ميزبان باقي بماند اما يه تغيير ناگهاني ويروس را بيدار مي كند. كد ژنتيكي ويروس از زنجيره جدا شده و همانند توضيحاتي كه بالاتر ارائه شد، كنترل امور سلول را به دست مي گيرد. اين چرخه را چرخه ليزوژني مي نامند.

 

به دليل اينكه ويروس ها صرفا اطلاعات ژنتيكي هستند كه توسط يك پوشش پروتئيني احاطه شده اند و به دليل اينكه هيچ واكنش بيوشيميايي مخصوص به خود ندارند، مي توانند سال ها بدون ميزبان زنده بمانند و از بين نروند.

 

برخي ويروس ها هم بدون هيچ مشكلي، سال ها درون كد ژنتيكي سلول ميزبان باقي مانده و علائمي از خود نشان نمي دهند. براي مثال، قطعا شنيده ايد كه مبتلايان به بيماري ايدز ممكن است تا ده الي بيست سال پس از دريافت ويروس هيچ علامتي از خود نشان ندهند اما با اين حال قادرند تا ويروس را به فردي ديگر انتقال دهند.

 

كاهش شيوع

 

ويروس ها مدت زمان زيادي خارج از بدن يا سلول ميزبان به حالت غير زنده باقي مي مانند اما از بين نمي روند. در واقع با توجه به اينكه چيزي جز چند رشته DNA يا RNA نيستند، زندگي خاصي ندارند اما در عين حال كاملا صحيح و سلامت سر جاي خود قرار دارند. شيوع ويروس ها از اين راه ها صورت مي پذيرد:

 

حاملين زنده – پشه ها و كك ها

هوا

انتقال مستقيم مايعات بدن از شخصي به شخص ديگر – بزاق، عرق، ترشحات بيني، خون، ترشحات دستگاه تناسلي مرد و زن

سطوحي كه مايعات بدن قبلا روي آن ريخته و حالا خشك شده اند

 

براي كاهش ريسك شيوع و تماس با ويروس ها، مي توانيد موارد زير را به كار گيريد:

 

عين عطسه و سرفه، بيني و دهان خود را بپوشانيد

دست هاي خود را مرتبا بشوييد، خصوصا پس از استفاده از سرويس بهداشتي و پيش از خوردن غذا

از تماس با مايعات ترشح شده از بدن ديگران تا حد امكان بپرهيزيد

با به كارگيري موارد فوق، صرفا شانس ابتلا به ويروس ها را كاهش خواهيد داد اما هيچگاه در برابر نفوذ ويروس ها به درون بدن خودتان در امان نخواهيد بود.

 

مصرف داروهاي شيميايي براي تقويت سيستم ايمني

 

برخلاف باور عمومي، آنتي بيوتيك ها هيچ تاثيري روي ويروس ها ندارند. اغلب آنتي بيوتيك ها به مبارزه مستقيم با باكتري ها مي روند و مانع توليد ماده ژنتيكي يا ديواره سلولي شان مي شوند. در حقيقت، آنتي بيوتيك ها در برابر چرخه هاي بيوشيميايي باكتري مي ايستد اما باكتري عملا چرخه بيوشيميايي ندارد كه آنتي بيوتيك ها روي آن اثر بگذارند.

 

بنابراين استفاده سر خود از آنتي بيوتيك ها در مواقع سرماخوردگي عملا بي فايده است.

 

ايمني سازي با آلوده سازي خفيف بدن آغاز مي گردد؛ دقيقا همانند كاري كه واكسن ها انجام مي دهند. بدن با بيماري آشنا شده و مي داند كه در موقع لزوم كدام آنتي بادي را بايد توليد كند تا در برابر ويروس بايستد. به دليل توليدمثل دائمي، ويروس ها به آهستگي تغيير مي كنند. اما گاهي اوقات اشتباهات صورت پذيرفته در كدهاي ژنتيكي شان سبب ايجاد جهش و تغيير مي شود.

 

اين تغيير ممكن است روي پوشش پروتئيني تاثير بگذارد و در نتيجه ويروسي جديد را پديد آورد. در نتيجه واكسن هاي امسال، در برابر ويروس هاي سال بعد مقاومتي از خود نشان نمي دهند.

 

حتما در مورد شيوع ويروس هايي نظير ابولا شنيده ايد كه سبب كشته شدن صدها نفر شده اند. اوايل قرن بيستم، آنفلوآنزا هم انسان هاي بسياري را از پاي درآورد. اما همه ويروس ها كشنده نيستند. براي مثال، همه ما سرماخوردگي را تجربه كرده ايم و حالا صحيح و سلامت اين مطلب را مي خوانيم.

 

با اين حال، اگر اين ويروس هاي به ظاهر بي خطر به فردي كه سيستم ايمني بسيار ضعيفي دارد (كودكان، كهنسالان، افراد مبتلا به ايدز و سرطان) حمله كنند ممكن است خطرساز شوند.

 

داروهاي مرتيط با عوامل ضد ويروس : آسيكلوير ، گانسيكلوير ، جم سيتابين

بيماري هاي پوستي

بيماريهاي قارچي شايع پوست به دودسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از بيماري تينئا وبيماري كانديديازيس تينئا را كچلي ترجمه كرده اند كه خيلي كلمه رسايي نيست زيرا كچلي بيشتر طاسي سر را به ذهن متبادرمي سازد در صورتي كه بيماري كچلي ، پوست ديگر نقاط مانند كشاله ران ، دست ، پا ، صورت و... را نيز درگير مي كند ولزوما" تنها به معني از بين رفتن مو نيست .

 

عامل ايجاد تينئا ها قارچي ميكروسكوپي بنام درماتوفيت مي باشد كه سه خانواده بزرگ از اين قارچ وجود دارد كه عبارتند از تريكوفيتون ها ، ميكروسپوروم ها و اپيدرموفيتون ها . براساس محل ايجاد بيماري ، تينئا ها پسوند مي گيرند مثلا" كچلي سر را تينئا كاپيتيس مي گويند كه تينئا همان بيماري قارچي و كاپيتيس به معني سر مي باشد . درماتوفيتها براساس محل زندگي شان به انواع خاك دوست ، حيوان دوست وانسان دوست تقسيم مي شوند كه اين به معني آن است كه هرگروه از اين قارچها تمايل به زندگي در آن محيط بخصوص را دارند ودر صورتي كه در محيطي غير از محيط خاص مورد علاقه خود رشد كنند مي توانند در ميزبان خود باعث التهاب زيادي شوند كه اين بعلت پاسخ شديد سيستم ايمني ميزبان به قارچ است .

 

بطوركلي هرچه محيط قارچ بيماري زا از محيط طبيعي زندگي قارچ دورتر باشد التهاب ايجاد شده نيز شديدتر است بنابراين قارچهاي خاك دوست بيش از حيوان دوست واينها بيش از انسان دوست ها باعث التهاب درپوست انسان مي شوند .

 

 

كچلي سر

 

بيماري كچلي سر بيماري كودكان است كه بيشتر درسنين دبستان رخ مي دهد . اين بيماري بعلت درماتوفيتهاي حيوان دوست ويا انسان دوست ايجاد مي شود . كچلي سر مي تواند به شكل التهابي ويا غير التهابي رخ دهد . درنوع التهابي كه بيشتر به علت قارچهاي حيوان دوست رخ مي دهد ودرمناطق روستايي شايعتراست ضايعات شديدا" التهابي به شكل كيستهاي چركي وگاه دردناك همراه با ترشح چرك و خون مي باشد كه پس از مدتي باعث ريختن موها درمنطقه مبتلا مي گردد واين ريزش مو به صورتي است كه ديگر برگشت پذير نبوده وبراي هميشه باعث طاسي آن ناحيه مي شود به همين علت تشخيص اين بيماري بايد خيلي سريع داده شود ودرمان شروع گردد تا از اين عارضه بد شكل كننده هميشگي جلوگيري شود .

 

طاسي بوجود آمده دراثراين بيماري معمولا" كمتر ازآن چيزي است كه درابتداي بيماري انتظار مي رود وغالبا" ازبين ضايعات موهايي بصورت دسته دسته دوباره رويش مي كند كه اين بستگي به شروع سريع درمان دارد . درمان اين نوع كچلي با داروي خوراكي گريزئوفولوين مي باشد وطول درمان نيز حداقل 6 هفته است . اين دارو را بايد همراه غذا مصرف نمود تا جذب آن بهتر شود و مي توان دردو نوبت آن را مصرف نمود . پايان درمان را مي توان بر اساس بهبودي ضايعات تعيين نمود وبهتر است كه آزمايش قارچ شناسي پس از درمان نيز انجام گيرد تا از نبود عوامل قارچي درضايعات نيز اطمينان حاصل شود .

 

 

كچلي بدن

 

اين نوع كچلي قارچي درتنه واندامها رخ مي دهد و مي تواند بعلت قارچهاي حيوان دوست ويا انسان دوست رخ دهد . ضايعات مشخصه آن به شكل تغيير رنگ گرد وهمراه با پوسته ريزي وخشكي درحاشيه ضايعات مي باشد . اين ضايعات از اطراف بزرگ شده ودروسط بهبودي نشان مي دهند كه به اين نوع ضايعات ، آنولر گفته مي شود . تعداد اين ها مي تواند يك ويا چند عدد باشد واندازه آنها نيز از كوچك تا خيلي بزرگ متفاوت است . اين ضايعات معمولا" خيلي خارش دارنيستند وتنها وجود ضايعات پوستي باعث مراجعه بيمار به پزشك مي گردد. گاهي اين نوع كچلي درباشگاههاي ورزشي بخصوص باشگاههاي كشتي شايع مي شود كه اين بعلت تماس پوست به پوست ورزشكاران با هم است . درمان كچلي بدن نيز استفاده از داروهاي موضعي ضد قارچ مانند كلوتريمازول وميكونازول است اما بهتر است از داروهاي خوراكي ضد قارچ استفاده شود تا پاسخ بهتري بگيريم .

 

 

كچلي كشاله ران

 

اين نوع بيماري قارچي در آقايان ودر ناحيه كشاله ها رخ مي دهد و در ورزشكاران شايعتر است . ضايعات به شكل تغيير رنگ با حدود مشخص بصورت دو طرفه در كشاله هاست كه مي تواند بخصوص در مناطق گرم همراه خارش زياد وحتي افزايش ضخامت پوست در اثر خارش گردد. اين نوع كچلي از انواع شايع در تابستانها بوده و انتقال ازطريق پوست به پوست ويا استفاده از لباسها ويا حوله فرد مبتلا مي باشد و در استخرها مي تواند اين انتقال راحتتر انجام شود . در درمان اين بيماري نيز از داروهاي ضد قارچ خوراكي مانند گريزئوفولوين ، تربينافين ويا ايتراكونازول مي توان استفاده نمود . البته گاه اين بيماري با درمانهاي موضعي نيز قابل درمان است اما درمان خوراكي بهتر وسريعتر باعث بهبودي مي گردد .

 

 

كچلي پا

 

اين نوع كچلي نيز درتابستانها ودركساني كه از استخرهاي عمومي استفاده مي كنند ويا مدت زمان زيادي از روز بايد از كفشهاي بسته استفاده كنند شايعتر است . ضايعات به چند شكل مي تواند رخ دهد . گاهي اين بيماري تنها با پوسته ريزي مرطوب بين انگشتان پاها بروز مي كند و حتي بيمار نيز متوجه آن نمي شود . گاه به شكل ضايعات پوستي قرمز رنگ همراه پوسته ريزي خشك وبدون خارش دركناره وكف پاها بروز مي كند . گاه نيز به شكل تاولهاي بزرگ وكوچك در كف پاها بروز مي كند كه مي تواند همراه خارش نيز باشد در اين شرايط گاه بعلت كلفتي پوست كف پا تاولهاي سالم بزرگي ايجاد مي شود كه سقف اين تاولها سفت مي باشد .

 

كچلي پا را بيماري پاي ورزشكاران نيز مي گويند كه اين شيوع بيشتر درورزشكاران بعلت تعريق واستفاده از كفشهاي بسته لاستيكي مي باشد كه درمدت طولاني مي تواند باعث تسهيل ورود قارچ به پوست مي گردد . درمان اين نوع كچلي نيز استفاده از داروهاي ضد قارچ خوراكي بوده وجهت پيشگيري نيز بايد استفاده از كفشهاي باز و خشك نمودن پاها پس از شستشو را مورد توجه قرارداد .

 

 

انواع ديگر كچلي

 

كچلي دست ، كچلي ناخن ، كچلي صورت از انواع ديگر كچلي مي باشد كه در مورد كچلي صورت و دست تقريبا" شبيه همان كچلي بدن بوده با اين تفاوت كه درصورت احتمال افزايش شدت بيماري با آفتاب وجود دارد ودر مورد دست نيز شباهت اين بيماري با بيماري اگزماي دست ويا همان حساسيت پوست دست مي تواند درتشخيص ايجاد اشكال كند . كچلي ناخن نيز با تغيير رنگ ناخن و جدايي صفحه ناخن از بستر آن خود را نشان مي دهد وبا آزمايش مستقيم قارچ شناسي مي توان به تشخيص اين بيماري رسيد و به درمان پرداخت كه درمان اين نوع كچلي نسبت به بقيه موارد طولاني تر است .

 

 

كانديديازيس

 

اين بيماري توسط يك نوع قارچ مخمر بنام كانديدا آلبيكانس ايجاد مي شود . اين قارچ گاهي به شكل غيربيماريزا در دهان ، واژن ، كشاله ران وزيربغل وديگر مناطق مرطوب پوست وجود دارد . شايعترين كانديديازيس همان بيماري برفك شيرخواران ونوزادان مي باشد كه نوزاد بعلت عبوراز كانال زايماني وبعلت وجود كانديدا درآنجا دچار اين بيماري مي شود . برفك به شكل برجستگيهاي سفيد خاكستري درروي مخاط دهان وزبان بروز كرده كه با كندن اين ضايعات مناطق خونريزي دهنده ايجاد مي شود . درمان اين نوع برفك استفاده از داروهاي ضد كانديدا مانند نيستاتين مي باشد كه به صورت قطره نيز وجود دارد .

 

برفك دربزرگسالان معمولا" رخ نمي دهد مگر در موارد نقص ايمني كه بايد علت اين نقص ايمني حتما" بررسي شود . گاهي كانديديازيس دهاني با كاهش پرزهاي زباني بروز مي كند كه به اين نوع ، كانديديازيس آتروفيك مي گوييم . گاهي نيز بصورت برجستگيهاي سفت وچسبنده وشبيه سنگ در مخاط دهان رخ مي دهد كه به آن لوكوپلاكي كانديدايي ويا كانديديازيس هيپرتروفيك مي گوييم . البته علل لوكوپلاكي موارد ديگري نيز هست مانند سيفليس ، سيگار ، سرطان مخاط دهان ، استفاده از ادويه جات و... كه بايد احتمال آنها رانيز در نظر داشت .

 

كانديديازيس درپوست به شكل هاي مختلفي بروز مي كند كه يكي از شايعترين آنها اينترتريگوي كانديدايي است كه بيشتر در كشاله ها ، زيربغل ها ، زير ووسط پستانها ، باسن ، بين انگشتان دست مي تواند رخ دهد . ضايعات در اين موارد به شكل قرمزي براق وهمراه پوسته ريزي در حاشيه ضايعات و معمولا" مرطوب و ترشح دار مي باشد . در شيرخواران در ناحيه پوشك كانديديازيس مي تواند باعث تشديد درماتيت پوشك گردد وتشخيص آن با ضايعات اقماري قرمز رنگ در اطراف ضايعه اصلي مي باشد .

 

در اين موارد معمولا" قعر شيار كشاله ران نيز دچار قرمزي والتهاب است كه دردرماتيت پوشك چنين چيزي وجود ندارد واين ناحيه معمولا" مبتلا نيست . كانديديازيس بين انگشتان دست در زنان ميانسال ومسن كه به مدت طولاني دستهايشان درآب ودر حال شستشو هستند شايعتر است ودر افراد ديابتيك نيز مي تواند با وفور بيشتري رخ دهد .

 

 

تينئا ورسيكالر( كچلي رنگارنگ)

 

اين بيماري بعلت يك نوع قارچ بي آزار پوست رخ مي دهد كه دربعضي شرايط به نوع بيماريزا تبديل شده وايجاد لكه هاي پوستي مي كند . نوع بيماريزاي اين قارچ را مالاسزيا فورفور مي گويند . اين بيماري درگردن ، بازوها وساعدها ، زيربغل ها وتنه به شكل لكه هاي كوچك يا بزرگ ، پررنگتر ويا كمرنگتر از پوست رخ مي دهد كه ممكن است روي آنها پوسته ريزي ظريفي بصورت آردي نيز رخ دهد .گاهي اين لكه هاسطح وسيعي از پوست تنه را درگير مي كند به شكلي كه نمي توان پوست سالم را از پوست مبتلا افتراق داد .

 

اين لكه ها معمولا" خارش ندارند وبا حمام رفتن رنگ آنها كمترشده وگاهي به سختي ديده مي شود . اگر پوست آفتاب خورده وبرنزه باشد اين لكه ها كمرنگتر از پوست بروز مي كند ودر صورتي كه پوست برنزه وآفتاب خورده نباشد ، لكه ها پررنگتر از پوست ايجاد مي شود .

 

علت اين بيماري و تبديل نوع غير بيماريزاي قارچ به نوع بيماريزا خيلي مشخص نيست اما عواملي مي تواند باعث تسهيل آن شود كه عبارتند از رطوبت وتعريق پوست ، چاقي ، استفاده از قرصهاي ضد بارداري ، حاملگي ، وراثت ، سوء تغذيه و.... اما گاهي هيچكدام از اين زمينه ها نيز وجود ندارد .

 

اين بيماري ( اگر بتوان نام آن را بيماري نهاد ) را مي توان با شامپوها ويا لوسيونهاي ضد قارچ درمان نمود . اما معمولا" عود كننده بوده و ممكن است هرسال يكي دوبار فرد را مبتلا كند . اين حالت درجوانان وافراد ميانسال شايعتر از كودكان وافراد مسن مي باشد . در كودكان اين حالت مي تواند كناره هاي صورت رانيز گرفتار كند وبا لكه هاي كمرنگي كه ايجاد مي كند والدين را نگران سازد .دكتر محسن فياض

 

داروهاي مرتبط با بيماريهاي پوستي  :  كلسي پوتريول ، اكبر1  ،  اداپالن

 

واژينال چيست؟

دوش واژينال: مفيد يا مضر؟

بعضي از زنان معتقدند دوش واژينال باعث كاهش ابتلا به عفونت و پيشگيري از بارداري مي‌شود. 

 

دوش واژينال- شستن واژن- شستشوي واژن- عفونت واژن

آن طور كه تخمين زده مي‌شود حدود 20 تا 40 درصد از زنان امريكايي بين 15 تا 44 ساله از دوش واژينال استفاده مي‌كنند. نرخ بالاتر استفاده در ميان نوجوانان آفريقايي-امريكايي و زنان اسپانيولي-پرتغالي ديده مي‌شود. اين عده از زنان مي‌گويند علاوه بر اينكه با دوش واژينال احساس تازه‌تري دارند، باعث مي‌شود از بوي بد نجات پيدا كنند، خون قاعدگي بعد از پريود از بدن آنها شسته و خارج شود و از ابتلا به بيماري‌هاي مقاربتي و بارداري پس از مقاربت جنسي پيشگيري كنند.

با وجود اين، كارشناسان سلامت مي‌گويند دوش واژينال براي هيچ كدام از اين اهداف مؤثر نيست. آنها هشدار مي‌دهند كه مي‌توانند خطر عفونت، مشكلات بارداري و ديگر مشكلات سلامت را بيشتر كند.

 

دوش واژينال چيست؟

دوش (douche) يك واژۀ فرانسوي و به معني شستن يا خيساندن است. دوش واژينال روشي براي شستن واژن است كه معمولاً با تركيبي از آب و سركه انجام مي‌شود. دوش‌ها در داروخانه‌ها به فروش مي‌رسند و حاوي مواد ضدعفوني‌كننده و مواد معطر هستند. دوش در يك بطري يا كيسه عرضه مي‌شود و از طريق لوله‌اي به سمت واژن مي‌رود.

 

فوايد دوش واژينال

برخي زنان مي‌گويند كه دوش گرفتن باعث مي‌شود احساس كنند تميزتر هستند. با اين حال، شواهد علمي كمي در مورد فوايد دوش گرفتن وجود دارد. تحقيقات مثبت و نادري كه وجود دارد نيز نشان مي‌دهد كه دوش گرفتن اغلب مضر است. يكي از مطالعات نشان مي‌دهد كه دوش گرفتن 6 ماه قبل از بارداري خطر زايمان زودرس را كم مي‌كند. اگرچه، در همين تحقيق، دوش گرفتن در دوران بارداري با افزايش خطر زايمان زودرس مربوط مي‌شود.

 

معايب دوش واژينال

در مجموع، خطرات دوش واژينال خيلي بيشتر از مزاياي آن است. در اينجا چند نمونه از مشكلاتي كه به دوش واژينال مربوط است را نام مي‌ببريم:

• عفونت واژينال (واژينوز باكتريايي): دوش واژينال تعادل طبيعي باكتري واژن (كه فلور واژن ناميده مي‌شود) را بر هم مي‌زند. اين تغييرات محيط را براي رشد باكتري كه باعث عفونت مي‌شود دلپذيرتر مي‌كند. مطالعات نشان مي‌دهد زناني كه دوش واژينال را متوقف مي‌كنند كمتر احتمال دارد به واژينوز باكتريايي مبتلا شوند. ابتلا به واژينور باكتريايي خطر زايمان زودرس و اندومتريوز را بيشتر مي‌كند.

• بيماري التهاب لگن: بيماري التهاب لگن يا PID عفونت رحم، لوله‌هاي فالوپ و/يا تخمدان‌ها است. تحقيقات به اين نتيجه رسيده است زناني كه دوش واژينال مي‌گيرند 73 درصد بيشتر در خطر ابتلا به التهاب لگن هستند.

• مشكلات بارداري: زناني كه بيش از يك بار در هفته دوش واژينال مي‌گيرند، نسبت كساني كه اين كار را نمي‌كنند، سخت‌تر باردار مي‌شوند. دوش واژينال خطر بارداري خارج از رحم را تا 76 درصد بيشتر مي‌كند. در بارداري خارج از رحم جنين در خارج از رحم كاشته مي‌شود. هر چه زنان بيشتر دوش واژينال بگيرند خطر بارداري خارج از رحم بيشتر است.

• سرطان دهانۀ رحم: دوش گرفتن، حداقل يك بار در هفته، با افزايش احتمال ابتلا به سرطان دهانۀ رحم مربوط مي‌شود.

 

آيا زنان بايد دوش واژينال بگيرند؟

طبق نظر كارشناسان سلامت، شامل آنهايي كه دانشكدۀ متخصصان زنان و زايمان امريكا هستند، شما بايد از دوش گرفتن اجتناب كنيد. بوي واژن به ميزان كم طبيعي است. اگرچه، اگر اين بو شديد شد، علامت عفونت است. اسيديته واژن به طور طبيعي باكتري را كنترل مي‌كند و فقط شست‌وشوي واژن با آب گرم و صابون ملايم براي تميز نگه داشتن آن كافي است.

داروهاي مرتبط با واژينال  :  واژيسان

عوامل قلبي- عروقي

پيشگيري از بيماري هاي قلبي عروقي:

 

 

 

بيماري‌هاي قلبي‌عروقي علت اصلي مرگ و مير در مردان و زنان در سراسر جهان مي باشد. بيماري‌هاي قلبي‌عروقي اشكال مختلفي مانند: فشارخون‌بالا، بيماري‌ تصلب‌شرايين (آترواسكلروز)‌كرونري و سكته قلبي، نارسايي قلبي، سكته مغزي، آترواسكلروزساير عروق مثل اندام ها و احشا و… دارند.

 

 

 

بدليل بار سنگيني كه اين بيماري‌ها از لحاظ اقتصادي و سلامت بر جامعه وارد مي‌سازند، در طول دهه‌هاي اخير مطالعات وسيعي انجام گرفته و عوامل خطري را كه سبب افزايش احتمال ابتلا فرد به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي مي شوند را مشخص نموده‌اند. آگاهي از اين عوامل خطر و چگونگي كنترل آنها اين فرصت را  بوجود مي آورد كه بتوان از بروز اين بيماري ها پيشگيري كرده و يا در صورت ابتلا از شدت آن كاست.

 

 

 

بيماري‌هاي قلبي‌عروقي(سكته قلبي، سكته مغزي، درگيري عروق محيطي) تهديدي عمده براي جوامع مترقي انساني به شمار مي‌آيد  ولي خوشبختانه  اغلب مي‌توان با يكسري از  تغييرات مثبتي در شيوه زندگي ،از ايجاد ويا بدترشدن اين بيماري‌ها پيشگيري كرد وحتي بعد از ايجادمي توان ميزان عوارض و  مرگ و مير ناشي از آنها را به شكل قابل توجهي كاهش داد. اين تغييرات پيشگيرانه (شامل تغذيه ‌سالم‌،  افزايش‌ فعاليت‌ بدني،  قطع عادات مضرمثل استعمال ‌دخانيات(سيگار،پيپ، قليان)  يا مصرف الكل) اهميت بسيار زيادي دارند.

 

 

 

بيماري‌هاي قلبي‌عروقي به آهستگي ايجاد شده و در مراحل اوليه  اغلب علامتي نيز ندارند. عواملي چون كلسترول بالا يا فشارخون بالا ممكن است از كودكي وجود داشته يا در جواني آغاز شده و براي چندين دهه تشخيص داده نشوند، بنابراين بهترين راهكار، بررسي ، تشخيص و كنترل زودرس عوامل خطر و پيشگيري از بيماري‌هاي قلبي‌عروقي است. ايجاد تغييرات سالم در شيوه زندگي مطابق با رهنمودهايي كه از چندين دهه تحقيقات بدست آمده‌اند نه تنها سبب پيشگيري از بيماري‌هاي قلبي‌عروقي مي‌شوند بلكه خطر ابتلا به بيماري‌هاي خطرناكي مثل سرطان و ديابت را نيز كاهش مي‌دهند.

 

 

 

عوامل خطر بيماريهاي قلبي عروقي

 

 

 

برخي عوامل‌خطر بيماري‌هاي قلبي‌عروقي قابل  اصلاح وكنترل هستند، در حاليكه ساير عوامل‌خطر تحت كنترل ما نيستند. برخي از عوامل خطرممكن است در طول زندگي دچار تغيير شوند. البته داشتن يك يا چند عامل خطر اصلي بيماري‌هاي قلبي‌عروقي به اين مفهوم نيست كه فرد حتما مبتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي شده يا در اثر آنها مي‌ميرد. در واقع هر چه تعداد اين عوامل خطر بيشتر باشد، فرد به احتمال بيشتري به بيماري قلبي‌عروقي مبتلا خواهد شد. بلعكس نبود عوامل خطر دليل عدم ابتلا  به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي نيست وفقط احتمال را كم ميكند.  با آگاهي از عوامل خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي، مي‌توان ميزان خطر احتمالي را تا حد امكان كاهش داد.

 

 

 

*عوامل خطري كه ، قابل اصلاح و يا قابل درمان نمي‌باشند عبارتند از :

 

 

 

جنس بيمار : زنان تا سن ۶۰-۵۵ سالگي در معرض خطركمتري از مردان هستند. زنان پيش از يائسگي بدليل وجود هورمون‌هاي جنسي خود در مقابل بيماري‌هاي قلبي‌عروقي محافظت مي‌شوند.

 

 

 

افزايش سن : با افزايش سن خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي افزايش مي‌يابد.مردان نسبت به زنان در سنين پايين‌تري دچار حملات قلبي مي‌شوند. پس از يائسگي خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي در زنان شروع به افزايش مي‌كند. پس از ۶۵ سالگي خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي در زنان مشابه مردان همسن خود بوده و حتي پس از ۷۵سالگي، زنان نسبت به مردان همسن خود در معرض خطر بيشتر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي مي‌باشند.

 

 

 

سابقه خانوادگي: بيماري  بيماري‌هاي قلبي‌عروقي بويژه در  افراديكه داراي پدر و مادر يا برادر و خواهر دچار بيماري سرخرگ و سابقه‌اي از مرگ در يكي از اعضاي خانواده بدليل ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي در سنين پايين(يعني مرگ ناشي از بيماري‌هاي قلبي‌عروقي در سن زير ۵۵ سال در مردان و زير ۶۵ سال در زنان) را داشته باشد .

 

 

 

ژنتيك ، قوميت و نژاد:  هم در ايجاد بيماري‌هاي قلبي‌عروقي نقش دارند. سياه‌پوستان بدليل فشارخون بالاتر نسبت به سفيدپوستان در معرض خطر بيشتري مي‌باشند. افزايش سطح كلسترول خون ژنتيكي بطورمستقيم خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي را افزايش مي‌دهد. برخي اختلالات ژنتيكي نيز خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي‌عروقي را افزايش مي‌دهد.  فعلا نمي توان مواد ژنتيكي خود را تغييردهيم اما آگاهي از وضعيت ژنتيكي در انسان باعث مي‌شود 

كه فرد ساير عوامل خطر قابل كنترل را بهتر مديريت نمايد

داروهاي مرتبط با عوامل قلبي عروقي : آملوبر ، آتنولول ، ديپيريدامول

 

 

بيماري تنفسي

انواع بيماري هاي ريه و دلايل آنها

 

بيماري هاي ريه يكي از از شايع ترين انواع بيماري ها در سراسر جهان مي باشند. سيگار كشيدن، عفونت و ژنتيك از شايع ترين عوامل بيماري هاي ريوي مي باشند. در مقاله امروز راستينه به بررسي بعضي از انواع مختلف بيماري هاي ريوي مي پردازيم.

 

بيماري هاي ريوي كه بر مسيرهاي تنفسي و هوايي تاثير مي گذارند

 

ناي (حلق، خرخره، لوله هوا) به لوله هايي بنام نايچه (نايژه يا bronchi) منشعب شده و در ادامه اين شاخه ها هم به لوله هايي كوچكتر درون ريه تقسيم مي شوند. بيماري هاي كه براين مسيرهاي تنفسي تاثير مي گذارند شامل:

 

آسم، در اين بيماري مسيرهاي هوايي ملتهب شده و بعضي اوقات دچار گرفتگي شده باعث خس خس كردن و تنگي نفس مي شوند. آلرژي، عفونت و يا آلودگي باعث ظاهر شدن علايم آسم مي شوند.

بيماري مزمن انسدادي ريه (COPD)، بيماري اي است كه در آن ريه نمي تواند بدرستي بازدم داشته و باعث مشكل در تنفس مي شود.

برونشيت مزمن، كه نوعي از بيماري مزمن انسدادي ريه بوده و با سرفه مزمن شناخته مي شود.

امفيزم (Emphysema)، آسيب هاي ريوي باعث حبس هوا در ريه شده و مشخصه بارز اين نوع بيماري انسدادي مزمن ريه مشكل در بيرون دادن هوا است.

برونشيت حاد، كه عفونت ناگهاني مسيرهاي تنفسي بوده و معمولا عامل آن ويروسي مي باشد.

فيبروز سيستيك (Cystic fibrosis)، نوعي ديگر از بيماري هاي ريه است و در آن ترشحات مخاطي بخوبي از درون نايچه ها پاك نمي شود. جمع شدن مخاط باعث عفونت مكرر ريه مي شود.

بيماري هاي ريوي كه بر كيسه هاي هوا (Alveoli يا آلوئول ها) تاثير مي گذارند

 

مسير ها و لوله هاي انتقال هوا شاخه شاخه شده و در آخر به كيسه هاي هوايي به نام آلوئول يا Alveoli مي رسند. اين كيسه هاي هوايي بيشتر بافت ريه را تشكيل مي دهند. بيماري هاي ريه كه بر اين كيسه ها تاثير مي گذارند شامل:

 

ذات الريه (سينه پهلو يا Pneumonia)، بيماري اي است كه در آن كيسه هاي هوايي معمولا توسط باكتري ها عفونت مي كنند.

مرض سل (Tuberculosis)، يك نوع ذات الريه به آرامي پيشرونده است كه توسط باكتري اي به نام Mycobacterium tuberculosis (عامل سل) بوجود مي آيد.

امفيزم (اتساع و بزرگي عضوي در اثر گاز يا هوا، Emphysema)، اين بيماري در نتيجه آسيب به ارتباط شكننده بين كيسه هاي هوا رخ مي دهد. سيگار كشيدن معمولا عامل اين بيماري است. همچنين امفيزم برروي جريان هوا و مسيرهاي انتقال هوا هم تاثير مي گذارد.

ورم ريوي (Pulmonary edema)، در اين بيماري مايعات از رگ هاي كوچك خوني خارج شده و درون كيسه هاي هوايي و اطراف آنها جمع مي شوند. اين بيماري به دو دليل نارسايي قلبي و آسيب ديدن ريه ها بيشتر رخ مي دهد.

سرطان ريه، اين بيماري انواع بسياري دارد و در بخش هاي مختلفي از ريه مي تواند شكل بگيرد. معمولا اين سرطان در بخش هاي اصلي ريه، درون يا نزديك كيسه هاي هوا رخ مي دهد. 

بيماري هاي ريوي كه بر رگ هاي خوني تاثير مي گذارند

 

طرف راست قلب خون كم اكسيژن را از طريق رگ ها دريافت مي كند، و از طريق رگ هاي ريوي (pulmonary) خون را به ريه پمپاژ مي كند. اين رگ هاي خوني ريوي هم ممكن است دچار بيماري شوند، اين بيماري ها شامل:

 

آمبولي ريه (Pulmonary embolism)، كه در آن لخته خون از ساير نقاط بدن وارد قلب شده و از قلب وارد ريه مي شود. لخته خون در يكي از رگ هاي خوني سان شده و معمولا باعث تنگي نفس و سطح اكسيژن پايين خون مي شود.

فشار خون ريوي (Pulmonary hypertension)، مشكلات مختلف باعث فشار خون بالا در رگ هاي ريوي مي شود. فشارخون بالاي رگ هاي ريوي مي تواند باعث تنگي نفس و درد قفسه سينه شود.

بيماري هاي ريوي كه بر ديواره هاي قفسه سينه تاثير مي گذارند

 

ديواره هاي قفسه سينه نيز نقش مهمي در نفس كشيدن دارد. ماهيچه ها دنده ها را به هم متصل كرده، به قفسه سينه اجازه گسترش مي دهند. بعضي از بيماري هاي قفس سينه و ريه شامل:

 

سندرم كاهش حجم هواي تنفسي در اثر چاقي، نوعي بيماري است كه در اثر چاقي رخ داده و در آن افزايش وزن برروي قفسه سينه و شكم باز شدن و بسط قفسه سينه سخت مي شود. نتيجه اين بيماري مشكلات حاد تنفسي است.

اختلالات عصبي و عضلاني، كه در آن عملكرد ضعيف اعصاب كه ماهيچه هاي تنفسي را كنترل مي كنند، باعث مشكل در تنفس مي شود. 

داروهاي مرتبط با بيماري تنفسي : بودزونايد ، نازاليز ، اوكاليپتوس اينهالر

آنتي آندروژن

سلام دوست جونياي خودم...امروز مي خوام براتون مطالبي در مورد هورمون تراپي و مصرف هوررمون در ترانس هاي دختر خانوم خوشگل بذارم كه از سايت و وبلاگ ها ي مختلف جمع آوري كردم.
اول مي خوام را جع به داروهاي آنتي آندروژن بدونيم,آندروژن چيه؟
آندروژن يك نام كلي براي تركيبات ساخته شده صنعتي يا توليد شده در بدن (هورمونهايي مانند تسترون) كه داراي خواص آندروژنيك هستند.
اين تركيبات با اتصال به گيرنده هاي آندروژنيك در سلولها پيشرفت يا بروز صفات مردانه را تحريك يا كنترل ميكنند. اين صفات ميتوانند مربوط به فعاليت اندامهاي جنسي مردانه باشند (مانند رشد بيضه) يا پيشرفت صفات ثانويه جنسي در مردان  مانند رشد موهاي ريش و آكنه اغلب آندروژنها خواص آنابوليك مانند رشد سلولهاي عضلاني و تحريك ساخت هموگلوبين نيز دارند. برخي تركيبات آندروژنيك به صورت طبيعي در بدن خانمها نيز توليد ميشود كه افزايش توليد آنها در برخي بيماريها روي ميدهد.
اول از همه بايد مي خوام براتون راجع به مو و تاثير آندروژن بر موي سر بگم,لازمه كه بدونين آندروژن‌ها مهمترين عامل كنترل رشد موي سر انسان هستند. رشد سبيل، موهاي زير بغل و ناحيه كشاله ران به آندروژن‌ها وابسته است. موي سر پس از بلوغ به هورمون‌هاي مردانه (آندروژن‌ها) واكنش منفي نشان داده و به مرور سبب كاهش تعداد و ريزش آن‌ها مي‌شود!!!!
بدين سبب داروهاي آنتي آندروژن هستند كه ريزش مو مدل مردانه را قطع! و داروهايي نيز كه باعث تغيير در الگوي رويش مردانه مي شوند...به اين سبب داروهاي آنتي آندروژن به دسته ي زير تقسيم مي شوند:
تريپتورلين
سيپروسترون
فلوتاميد
فيناسترايد
از بين رده بندي اي كه براتون گفتم عموما فيناسترايد براي درمان ريزش مو به همراه ماينوكسيديل براي تغيير در الگوي مو از مردانه به زنانه به كار مي رود, كه جدا از ترانس ها! براي درمان ريزش مو در آقايان نيز به كار مي رود.
فيناسترايد در سطح مولكولي باعث تحريك رشد موهاي تازه مي‌شود. اين ماده بصورت آزا-استروئيدي ساختگي و با قدرت زياد به صورت آنتاگونيست غيررقابتي و انتخابي به صورت برگشت ناپذير  فعاليت آنزيمي را كه باعث تبديل هورمون جنسي مردانه (تستوسترون) به فرم فعال آن در فوليكول مو مي‌شود مهار مي‌كند.
تستوسترون هرموني است كه بر روي پوست، فوليكول مو، غدهٔ پروستات، غدد سبابه و ايجاد كنندهٔ چربي پوست تاثيرگذار است. بافتهاي فوليكول مو به فرم خاصي از تستوسترون به نام DHT حساس مي‌باشند. تستوسترون توسط آنزيمي به نام ۵ آلفا ردوكتاز reductase) ۵) تبديل به DHT مي‌شود. فيناسترايد عمل اين آنزيم را مهار كرده و بنابراين از تبديل تستوسترون به DHT جلوگيري مي‌كند. ۵ آلفا ردوكتاز بر دو نوع تيپ ۱ و ۲ مي‌باشد. تيپ ۱ بيشتر در نمود چربي و تيپ ۲ بيشتر در فوليكول مو و بافت پروستات وجود دارد. مرداني كه سطح آنزيم تيپ ۲ آنها طبيعي يا بالا است ميزان DHT طبيعي بالا داشته و بيشتر به ريزش موي مردانه و بزرگي خوش خم پروستات دچار مي‌شوند. فيناسترايد سبب مهار تيپ ۲ اين آنزيم مي‌شود. سطح DHT را پايين آورده و احتمال ريزش موي مردانه و نيز بزرگي خوش خيم پروستات را كاهش مي‌دهد.  نيمه عمر پلاسمايي اين دارو ۸ ساعت مي‌باشد و اثرات بيولوژيكي آن براي زماني طولاني تر به جا مي‌ماند.
فيناسترايد به صورت دو قرص 1 ميلي و 5 ميلي موجوده كه براي جلو گيري از ريزش دوز 1 ميل استفاده مي شود و 5 ميلي براي درمان بيماريهاي مثل سرطان پروستات استفاده مي شود.
لازمه كه بدونيد بعضي از داروها صرفا خاصيت آنتي آندروژن دارند مانند نيلو تاميد Eulexin ﮐه ﺑه ﻣﯿﺰان ۳۰۰ ميلي ﮔﺮم در روز و ‫فلوتاميد ﺑه ﻣﯿﺰان ۲۵۰ ميلي ﮔﺮم و ﺳه ﺑﺎر در روز ) قابل اﺳﺘﻔﺎده ھﺴﺘﻨﺪ.
اﻟﺒﺘه اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ‫داروھﺎ ﺑه تنهايي ﮐﺎر درﺳﺘﯽ نيست ، زﯾﺮا باعث تحريك توليد ﮔﻮﻧﺎدوﺗﺮوﭘﯿﻨﮭﺎ و متعاقبا توليد آﻧﺪروژن ( هورمون مردانه ) مي‫ﺷﻮد!
پس اگه ترانس دختري هستيد كه فعلا بنا به دلايلي هنوز نمي تونيد هورمون تراپي را شروع كنيد و بايد در لباس مردانه قسمتي از زندگي خودتون رو سر و سامان بديد,در عين حال نگران زيبايي موهاي خودتون هستيد!
درمان با فيناستريد 1mg يا مينوكسيديل جهت درمان طاسي و تبديل فرم رويش موي مردانه به زنانه! مي تواند كمك مناسبي باشد! مي توانيد به پزشك نيز مراجعه كنيد.
قسمت بعد,سيپروسترون:
سيپروترون استات يك هورمون جنسي ساختگي است كه مانع از تأثير هورمونهاي جنسي مردانه ميشود.
سيپروترون به همراه استروژن براي درمان آكنه حاد در زنان مقاوم به درمان تجويز ميشود. اين دارو براي درمان رشد موهاي زائد (هيرسوتيسم) در زنان نيز بكار مي رود. سيپروترون بهمراه استروژن اثر ضدبارداري دارد.
اين دارو به دليل آثار آنتي آندروژني‍ك در مردان در درمان سرطان پروستات استفاده ميشود.
مهار عملكرد آندروژنها باعث كاهش بافت عضلاني و مردانه ميگردد.
براي اين منظور در اروپا بيشتر سيپروترون استات مصرف ميگردد!!
توجه:از مهار كننده هاي آندروژني غير استروئيدي مثل فلوتاميد ميتوان استفاده كرد. اين دارو علائم ظاهري مردانه را از بين ميبرد ولي بطور ثانوبه ميزان تستوسترون را بالا ميبرد!!
ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون اﺳﺘﺎت ( آﻧﺪروﮐﻮر ) و نيز ﭘﺮوژﺳﺘﺮوﻧﮭﺎ در دوز كافي ‫ﻗﺎدرﻧﺪ فعاليت ﮔﻮﻧﺎدوﺗﺮوﭘﯿﻦ را با مكانيسم فيد بك ( بازخورد ، برگشت ) ﮐﻨﺘﺮل كنند. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر ميﺗﻮان از ‫داروﯾﯽ مثل ﻣﺪروﮐﺴﯽ ﭘﺮوژﺳﺘﺮون اﺳﺘﺎت ﺑه ﻣﯿﺰان ۱۰ - ۵ ميلي ﮔﺮم در ( از اول هر ماه - به مدت 10 روز ) اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮد.
ﮐﻠﯿه داروھﺎي ﻓﻮق داراي اﺛﺮات جانبي ھﺴﺘﻨﺪ ﮐه برخي از اﯾﻦ اﺛﺮات ناشي از ﻣﺎھﯿﺖ طبيعي آﻧﮭﺎﺳﺖ. مانند ‫ﮐﺎھﺶ و تحليل ﻣﺎھﯿﭽه ھﺎ، ﮐﺎھﺶ ھﻤﻮﮔﻠﻮﺑﯿﻦ و ﻗﺪرت بدني و برخي ﺑﯿﻤﺎران نيز از ضعف بدني و اﻓﺴﺮدﮔﯽ ‫شكايت مي كنند .
داروي ضد آﻧﺪروژن موثر ، ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون اﺳﺘﺎت اﺳﺖ و ﮔﺰﯾﻨه دوم ﺑﺮاي اﯾﻦ ﻣﻨﻈﻮر اﺳﭙﯿﺮوﻧﻮﻻﮐﺘﻮن مي باشد. ‫ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون با دوز ۱۰۰ ميلي ﮔﺮم و اﺳﭙﯿﺮوﻧﻮﻻﮐﺘﻮن با دوز ۲۰۰ ـ ۱۰۰ ميلي ﮔﺮم در روز ﺑﮑﺎر ميروﻧﺪ.
اﺳﭙﯿﺮوﻧﻮﻻﮐﺘﻮن ﺑه ﻋﻨﻮان داروﯾﯽ در رﻓﻊ ﻣﻮھﺎي زاﺋﺪ در زﻧﺎن تجويز ميﺷﻮد و ﻗﺎدر اﺳﺖ بخشي از ‫ھﻮرﻣﻮﻧﮭﺎي ﻣﺮداﻧه را ﺑه ﻓﺮم زﻧﺎﻧه تبديل كند. ﻻزم ﺑه ذﮐﺮ اﺳﺖ ﮐه در ﮐﺸﻮر آﻣﺮﯾﮑﺎ از ﻣﺪروﮐﺴﯽ ﭘﺮوژﺳﺘﺮون اﺳﺘﺎت به دليل ﻋﻮارض و ھﺰﯾﻨه ﮐمﺘﺮ ﺑه ﺟﺎي ‫ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون اﺳﺘﻔﺎده ميﺷﻮد، ھﺮﭼﻨﺪ ﻗﺪرت و ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻧﺮا ﻧﺪارد.
ﺗﻮﺟه
‫1- طبق ﺗﻮﺿﯿﺤﺎت ﻓﻮق، ﺑﺮاي ﺣﺬف ﻣﺸﺨﺼﺎت ﺟـ.ﻨـ.ﺴـ.ﯽ قبل از ﺑﺮداﺷﺘﻦ ﺑﯿﻀه ھﺎ، ﻣيﺗﻮان از داروھﺎﯾﯽ مثل ‫اﺳﭙﯿﺮوﻧﻮﻻﮐﺘﻮن با دوز ۲۰۰ ـ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯽﮔﺮم در روز و يا ﻣﺪروﮐﺴﯽ ﭘﺮوژﺳﺘﺮون اﺳﺘﺎت با دوز ۱۵ ـ ۱۰ ميلي ‫ﮔﺮم - و يا ترجيحا از ۱۵۰ ـ ۱۰۰ ﻣﯿﻠﯽ ﮔﺮم ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون اﺳﺘﺎت در روز اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد .
اﯾﻦ داروھﺎ با ‫دوزھﺎي ﮔﻔﺘه ﺷﺪه ﻗﺎدرﻧﺪ ترشح LH را ﻣﺤﺪود ﮐﺮده و باعث ﮐﺎھﺶ توليد اﺳـ.ﭙـ.ﺮم و ھﻮرﻣﻮﻧﮭﺎي ﻣﺮداﻧه شوند ‫و بدين روش آﺛﺎر ﺛﺎﻧﻮﯾه ﺟـ.ﻨـ.ﺴـ.ﯽ را ﮐﺎھﺶ دھﻨﺪ. برخي اﻓﺮاد نسبت ﺑه ﻣﺼﺮف ﺳﯿﭙﺮوﺗﺮون حساسيت داﺷﺘه و ‫دﭼﺎر ﺧﺎرش در دﺳﺖ و پا و يا اﺣﺴﺎس ادرار ﺳﺤﺮﮔﺎھﯽ ميشوند ﮐه بهتر اﺳﺖ از جايگزين هاي مربوطه استفاده كنند . 
‫2- ﮔﺎه ﺑﺮاي تحمل آﺳﺎﻧﺘﺮ و ﮐﺎھﺶ ﻋﻮارض ھﻮرﻣﻮن ﺗﺮاﭘﯽ، ﺑه بعضي از ﺑﯿﻤﺎران ﺑﺮداﺷﺘﻦ ﺑﯿﻀه ھﺎ Orchiectomy ﺗﻮﺻﯿه ميﺷﻮد و ﺑﯿﻤﺎر ميتواند آﻧﺮا ﺑﺼﻮرت سر پايي يا اﺳﺘﻔﺎده از بي حسي موضعي و يا بيهوشي عمومي اﻧﺠﺎم دھﺪ. با اﯾﻦ عمل دوز ﻣﺼﺮف داروھﺎي ھﻮرﻣﻮﻧﯽ و تا حد زﯾﺎدي ‫ﻋﻮارض جانبي آﻧﮭﺎ ﮐﺎھﺶ مي يابد و در عين ﺣﺎل موثر تر عمل مي كند . 
با ﺑﺮداﺷﺘﻦﺑﯿﻀه ھﺎ، وﺿﻌﯿﺖ ‫ﺑﯿﻤﺎران و ھﻮرﻣﻮن ﺗﺮاﭘﯽ آﻧﮭﺎ ﻣﺸﺎﺑه زﻧﺎن ﺑﺪون ﺗﺨﻤﺪان اﺳﺖ ﮐه شامل ۱.۲۵ ـ ۰.۶۲۵ ميلي ﮔﺮم ﻗﺮص ‫اﺳﺘﺮوژن ﮐﻮﻧﮋﮔه (ﭘﺮﯾﻤﺎرﯾﻦ) در ھﺮ روز ( 25 روز از ماه - 5 روز استراحت ) ﺑه ھﻤﺮاه ﻣﺼﺮف ۱۰ ـ ۵ ميلي ﮔﺮم ﻗﺮص ﻣﺪروﮐﺴﯽ ﭘﺮوژﺳﺘﺮون ‫اﺳﺘﺎت در ۱۰ روز اول ھﺮ ﻣﺎه مي باشد .
داروهاي مزتبط با آنتي آندروژن : بيكالوتاميد

فراورده هاي موضعي

 التهاب يكي از معضلات شايع پزشكي است. داروهاي اصلي با اثرات ضد التهاب موجود شامل NSAIDS و گلوكوكورتيكوئيدها مي‌باشند. اين داروها خصوصاً در مصرف دراز مدت عوارض قابل توجهي ايجاد مي‌كنند. پيشينه‌ي بسياري از داروهاي نوين، ريشه در مكاتب طب سنتي دارد؛ فرآورده هاي دارويي سنتي در بسياري از جوامع، براي درمان بيماري ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند و گرايش به داروهاي سنتي و فرآورده هاي طبيعي به ويژه در سال هاي اخير رو به گسترش بوده است. شويد از جمله گياهاني است كه در طب سنتي ايران به خواص ضد التهابي آن اشاره شده است و اثرات ضد التهاب موضعي عصاره ي روغني اين گياه با استفاده از تست فرمالين در موش صحرايي نيز تأييد گرديده است. هدف از مطالعه حاضر بررسي سميت جلدي موضعي اين دارو مي‌باشد. مواد و روش ها: در اين مطالعه، سه گروه چهار تايي خرگوش هاي سفيد آزمايشگاهي در گروه هاي كنترل مثبت(Positive control)، تحت نظر (observation ) و كنترل منفي (Negative control ) براي انجام تست حساسيت جلدي ساده و مكرر (Primary irritation) و 20 سر موش سفيد آزمايشگاهي نر از نژادNMRI جهت انجام تست ايجاد حساسيت(Skin sensitization) مورد ارزيابي قرارگرفتند. نتايج: نتايج حاكي از آن است كه اين فرآورده بدون عارضه و مورد تاييد بوده و در صورت مصرف موضعي بيش از 24 ساعت هيچگونه تحريك پذيري ندارد. بحث: از آنجايي كه بنظر مي‌رسد كه اثرات ضد التهابي اين دارو تائيد شده است و با توجه به اثبات عدم حساسيت زايي و تحريك پذيري آن در مصرف موضعي، كه بيانگر دقت باليني حكماي طب سنتي ايران نيز مي‌باشد مي‌تواند بعنوان يك داروي ضدالتهاب موضعي مناسب مورد استفاده قرار گيرد.

داروهاي مرتبط با فراورده هاي موضعي : كلسي پوتريول ، لينودرم ، تالنتين ، ديلتيژل

عوامل ضد ديابت

در اينجا 20 نوع ماده غذايي را به شما معرفي مي‌كنيم كه مي‌تواند جلوي بالارفتن قندخونتان را بگيرد.

سيب

اكثر متخصصان تغذيه توصيه مي‌كنند حتما در رژيم غذايي خود سيب را بگنجانيد زيرا سيب كالري بسيار پاييني دارد و فيبر آن بسيار بالاست و جلوي گرسنگي را مي‌گيرد. سيب همچنين دشمن كلسترول بد است و ميزان قندخون را كاهش مي‌دهد.


آواكات

 پاين ميوه غني از اسيدهاي چرب مونوي غيراشباع است كه سبب كند شدن هضم و پيشگيري از افزايش قندخون بعد از صرف غذا مي‌شود. 


جو

مي‌توانيد جو را جايگزين برنج سفيد كنيد تا ميزان قندخونتان بعد از صرف غذا حدود 70 درصد كاهش يابد و تا ساعت‌ها ثابت بماند. فيبرهاي حلال جو هضم را كند كرده و سبب جذب تدريجي قند مي‌شود. 


سبزيجات 

فيبر حلال تمامي سبزيجات مي‌تواند قندخون بالا را مهار كند. در ضمن سبزيجات غني از پروتئين هستند و به راحتي مي‌توان آنها را جايگزين گوشت قرمز كرد. 


گوشت گاو

مي‌توانيد قسمت‌هاي كم چرب گوشت گاو را انتخاب كنيد و يك‌چهارم بشقاب‌تان را در هر وعده غذايي به آن اختصاص دهيد. رساندن به اندازه پروتئين به بدن باعث مي‌شود مدت طولاني‌تري سير بمانيد و در صورت لاغر شدن حجم بافت ماهيچه‌اي‌تان كاهش نيابد. در ضمن مصرف پروتئين به افزايش متابوليسم كمك مي‌كند.


ميوه‌هاي گوشت‌دار

دانه‌دار انواع ميوه‌هاي گوشتي حاوي يك يا چند دانه كه به رنگ‌هاي قرمز يا بنفش موجود است مانند انواع انگور حاوي تركيبي طبيعي به نام آنتوسيانين هستند. محققان مي‌گويند اين دانه‌هاي رنگي مي‌تواند سبب كاهش قندخون شده و در عين حال محرك توليد انسولين در بدن باشند.


بروكلي

بروكلي غني از كروم بوده كه در درازمدت نقشي اساسي و مهم براي تنظيم قندخون دارد.


هويج

هويج يكي از منابع طبيعي غني از بتاكاروتن است كه مي‌تواند خطر ابتلا به ديابت را كاهش داده و قندخون را تنظيم كند.


گوشت مرغ

گوشت سينه مرغ در مقايسه با ران يا ساير قسمت‌ها چربي كمتري دارد. توصيه ما به شما اين است كه در هر شرايطي به هيچ عنوان پوست مرغ را به خاطر چربي بالايي كه دارد نخوريد.


تخم مرغ

مطمئن باشيد خوردن يك يا دو عدد تخم‌مرغ در روز كلسترول خونتان را بالا نمي‌برد و در عوض ساعت‌ها شما را سير نگه مي‌دارد. 


ماهي

يكي از دلايل فوت مبتلايان به ديابت ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي است. مصرف يك يا دو بار ماهي در هفته مي‌تواند اين احتمال را حداقل 40 درصد كاهش دهد. از سوي ديگر اسيدهاي چرب موجود در ماهي احتمال ابتلا به ديابت، مقاومت در برابر انسولين و التهاب را كه از جمله فاكتورهاي اصلي ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي است كاهش مي‌دهد.


دانه كتان

دانه‌هاي كتان غني از پروتئين، فيبر، چربي‌هاي خوب از نوعي كه در ماهي موجود است و منيزيم است. اين مواد قندخون را تنظيم كرده و به سلول‌ها در جذب انسولين كمك مي‌كنند. 


شير و ماست 

اينها مواد غذايي غني از پروتئين و كلسيم هستند و مي‌توانند به كاهش وزن كمك كنند. از سوي ديگر اين مواد مقاومت در برابر انسولين را از بين مي‌برند. 


گردو

گردو حاوي مقادير بالايي فيبر و پروتئين بوده و سوخت كندي دارد كه به تدريج به قند تبديل مي‌شود. از سوي ديگر غني از چربي‌هاي مونوي غيراشباع است كه براي سلامت مفيدند.


دانه‌ها تمامي انواع دانه‌ها

غني از چربي‌هاي خوب، پروتئين و فيبر هستند كه مي‌توانند قندخون را پايين نگه داشته و از ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي پيشگيري كنند. در ضمن اين مواد منبع طبيعي استرول است كه چربي خون را كاهش مي‌دهد. 


جوي دو سر

جوي دوسر حاوي فيبرهاي حلالي است كه در آب محلول بوده و يك خمير را تشكيل مي‌دهد. مصرف آن باعث مي‌شود بين آنزيم‌هاي هضم‌كننده در معده و مولكول‌هاي آميدون غذا در يك سد چسبناك به وجود بيايد. در نتيجه دستگاه گوارش مدت طولاني‌تري غذا را در خود نگه داشته و قندها به تدريج وارد خون مي‌شوند. 


روغن زيتون

روغن زيتون طلاي مايع ناميده مي‌شود زيرا حاوي تركيبات ضدالتهابي و قوي است كه محققان آن را با آسپيرين مقايسه مي‌كنند. افرادي كه رژيم مديترانه‌اي دارند و روغن زيتون، ميوه و سبزيجات، غلات و گوشت كم‌چرب مي‌خورند كمتر به ديابت و ناراحتي‌هاي قلبي و عروقي دچار مي‌شوند. هر دوي اين بيماري‌ها در پي التهاب در بدن به وجود مي‌آيند. برخلاف كره، چربي خوب روغن زيتون سبب افزايش مقاومت بدن در برابر انسولين نشده و حتي اين مقاومت را كاهش مي‌دهد. روغن زيتون همچنين كندكننده هضم غذا و واردشدن تدريجي قند به خون است. 


كره بادام زميني

تحقيقات اخير نشان داده است مصرف كره بادام زميني مي‌تواند اشتها را كور كرده و سبب سيري بيشتر فرد در مقايسه با زماني شود كه مواد قندي كم فيبر مصرف مي‌كند. در ضمن كره بادام زميني غني از چربي‌هاي مونوي غيراشباع است كه مي‌تواند قندخون را تنظيم كند. 


نان سبوس‌دار

مصرف زياد نان سفيد مي‌تواند حساسيت بدن به انسولين را كاهش داده و سبب افزايش قندخون شود در صورتي كه نان سبوس‌دار دقيقا برعكس عمل مي‌كند.


سيب‌زميني شيرين

يك سيب‌زميني شيرين كه در اجاق كبابي شده 30 درصد كمتر از سيب‌زميني معمولي قندخون را افزايش مي‌دهد زيرا حاوي فيبر بالا و ريزمغذي‌هايي است كه 40 درصد آنها از نوع حلال بوده و سبب كاهش كلسترول و كندي هضم غذا مي‌شوند. در ضمن سيب‌زميني شيرين غني از كاروتنوييد و رنگ‌دانه‌هاي زرد و نارنجي است كه به ارگانيسم‌ها اجازه عكس‌العمل در برابر انسولين را مي‌دهد. سيب‌زميني شيرين همچنين غني از اسيد كوروژنيك است. اين تركيب گياهي طبيعي مي‌تواند به كاهش مقاومت در برابر انسولين كمك كند.

داروهاي مرتبط با عوامل ضد ديابت : سيتاگليپتين ، گلي بنكلاميد ، انسولين ايزوفان ، متفورمين

عوامل ضد آريتمي

آريتمي قلبي به معني غيرطبيعي بودن ( تند، كند يا نامنظم بودن) ريتم قلب است. در حالت طبيعي ريتم قلب منظم بوده و به تعداد حدود ۶۰ تا ۹۹ ضربان در دقيقه مي زند.
فيبريلاسيون دهليزي  (AF‏) ‎يك آريتمي دهليزي بسيار شايع با فراواني تقريبي ۱% در كل جمعيت است. اين شيوع  در افراد بالاي ۸۰ سال به حدود  ۸% مي رسد.
فيبريلاسيون دهليزي (AF) ‎‏ ناشي از چرخش ‏سريع پالس الكتريكي در داخل دهليزهاي قلب( يكي از شايعترين آريتمي ها با مكانيسم بازچرخشي)  مي باشد. AF هنگامي رخ مي‌دهد كه تحريك در دهليزها  نامنظم شده و جهت مشخصي نداشته باشد يعني سلولهاي عضلاني دهليز به صورت نامنظم و غير از محل گره سينوسي دهليزي تحريك مي‌شوند. سرعت حركت اين پالس ‏حدود ۶۰۰ بار در دقيقه است، در نتيجه اولا انقباض منظم دهليزي نداريم پس دهليزها فرصتي براي انقباض مؤثر نداشته و ‏عملاً ساكن مي باشند و نمي‌توانند خون را بطور كامل به بطنها تخليه كنند پس برون ده قلبي كاهش مي يابد، ثانيا ضربانهاي بطن كه از دهليزها  تبعيت مي‌كند نيز نامنظم و كمي ناكارامد  مي‌شود. همچنين  سكون خون داخل دهليزها (استاز) موجب  تشكيل لخته داخل دهليزي  ونهايتا  آمبولي  اين لخته و مشكلات مربوطه ميشود(بخش عوارض را ببينيد).
علائم:
ريتم AF به سه دسته paroxismal (حمله اي= گذرا و كوتاه مدت)  ، Persistant (پايدار= طولاني مدت تر اما منقطع) و Permanent (دائم = اغلب موارد يا هميشه ريتم فيبريلاسيون دارد) تقسيم مي شوند.
مهمترين علامت بيماران با ريتم ‏AF‏ بدون سابقه درمان، احساس طپش قلب مي باشد؛ اين تاكيكاردي  ‏( ضربان قلب بالا)  كه در اين آريتمي ايجاد مي شود در بيماران كرونري قلب ، موجب تشديد درد سينه و در مبتلايان به مشكلات دريچه اي و نارسايي قلب ممكن است منجر به تشديد ‏نارسايي قلب و ايجاد علائم تنگي نفس شود. اين آريتمي  در عين تشديد علائم بيمار و گاهي نياز به بستري بيمار، معمولا خيلي خطرناك نبوده و در صورت كنترل ريت قلب ، مرگ و مير ناشايع است بنا بر اين فيبريلاسيون دهليزي(AF) معمولا در كيفيت زندگي تاثير مي گذارد  ولي جان بيمار را به خطر نمي‌اندازد و فقط باعث تشديد مشكلات مي‌گردد.
اما در برخي موارد مثلا  ‏در مبتلايان به سندرم ولف- پاركينسون- وايت ‏‎(WPW)‎‏ خطرناك ‏بوده و ممكن است منجر به آريتمي بطني (‏VF‏)  و مرگ ناگهاني بيمار شود. ‏
همچنين اين بيماران اغلب افراد مسن هستند كه بيماريهاي ديگري نيز دارند و علائم اين بيماريها با اين آريتمي همپوشاني مي يابد.
عوارض:  در حقيقت مهم ترين عارضه ريتم ‏AF افزايش خطر ترومبوآمبولي سيستميك مي باشد. عدم انقباض موثر دهليزها باعث استاز خون داخل دهليزها و در ‏نتيجه افزايش  استعداد انعقاد و تشكيل لخته داخل قلبي ونهايتا  آمبولي لخته وعوارضي همچون سكته مغزي (كاهش سطح هوشياري ، فلج نيمي از بدن و لكنت زبان و…) ، آمبولي شريان كليه (افزايش شديد و ناگهاني فشار خون را در پي دارد) و آمبولي مزانتر ( با درد شديد و ناگهاني شكم همراه است و در صورت عدم درمان فوري با مرگ ومير بالايي همراه مي باشد) و آمبولي اندام ( درد و گانگرن اندام) و… ميشود.
علل  فيبريلاسيون دهليزى :
افزايش سن ، وجود برخي  بيماريهايي  ساختماني قلب مثل  نارسايي ‏قلب،  تنگي يا نارسايي  دريچه اي (شايعترين اختلال دريچه اي تنگى ميترال) ، هيپرتروفي قلبي، بيماري كرونري قلب و نيز برخي بيماريها مثل  فشار خون بالا، ديابت، پركاري تيروئيد (تيروتوكسيكوز)، آمبولى ريوي و مصرف زياد مشروبات الكلي يا اتانول بعنوان علت اين آريتمي مطرح مي باشند . ولي گاهي فيبريلاسيون دهليزي  يك بيماري مجزا بوده و با هيچ بيماري قلبي ديگري همراه نيست ( Lon AF)
تشخيص :
در معاينه با يافتن نبض نامنظم و صداهاي قلبي نامنظم ومتغيير مي توان به آريتمي شك كرد. در صورت عدم مصرف دارو، معمولا پاسخ بطني زياد و در حدود ۱۵۰ بار در دقيقه  و همچنين كاملا نامنظم است. بررسي نوار قلب (الكتروكارديوگرام يا ECG)   بهترين و آسانترين روش تشخيص است. نوار قلب در فيبريلاسيون دهليزي فاقد موج تحريك الكتريكي دهليز (P) و پاسخ بطني (QRS) نامنظم و معمولا در موارد تازه تشخيص داده شده تاكيكارد (بيش از ۱۰۰ ضربه در دقيقه)  مي‌باشد.
اكوكارديوگرافي براي تشخيص بيماري ساختماني قلب  و تست ورزش بري تشخيص بيماري كرونري قلب از ساير پاراكلينيك هاي مورد استفاده در تشخيص مي باشند.
ممكن است بيماران ريتم ‏AF‏ حمله اي داشته باشند يعني گاهاً ريتم طبيعي و گاهاً ‏ريتم ‏AF‏ داشته باشند بنابراين به صورت موقت دچار طپش قلب مي شوند و ممكن است هنگام معاينه پزشك وتهيه نوار قلب نرمال باشد. در اين موارد  بايد از هولتر ۲۴ ساعته نوار قلب براي تشخيص نوع گذراي  فيبريلاسيون دهليزى استفاده كرد.
درمان:
اصول سه گانه درمان درفيبريلاسيون دهليزي  عبارت است از :
۱- كنترل تعداد ضربان بطني.  ۲-  پيشگيري از عوارض مهم مثل تشكيل لخته وآمبولي.   ۳- برگرداندن ريتم سينوسي.
۱- كنترل تعداد ضربان ( ريت) بطني:
اولين اقدام اورژانسي براي  برطرف كردن علائم، كند كردن هدايت الكتريكي به بطن است. ‏بسته به علت آريتمي و نيز علائم بيمار و بيماري هاي همراه يكي از سه دسته دارويي  بتابلوكرها (مهار ‏كننده هاي كيرنده بتاي  سمپاتيك (متوپرولول، آتنولول، پروپرانولول و…)) ، بلوك‌كننده‌هاى كانال كلسيم (وراپاميل ديلتيازم) يا داروي ديگوكسين انتخاب مي شود. اين داروها موجب كاهش پاسخ بطني (آهسته شدن  ضربان ‏قلب) مي شوند. هدف رساندن  ضربان ‏قلب به ۸۰تا۶۰ ضربه در دقيقه در حالت  استراحت و  زير ۱۰۰ ضربه در دقيقه با فعاليت يا  ورزش معمولي است.
۲- پيشگيري از عارضه ترومبوامبولي ( تشكيل لخته وآمبولي):
در حقيقت مهم ترين عارضه  ريتم ‏AF‏،  خطر تشكيل لخته داخل دهليزي و آمبولي بوده وبراي پيشگيري از آن بايد از ‏داروهاي ضد پلاكتي مثل آسپرين يا ضد انعقادي از قبيل هپارين و  وارفارين استفاده كرد.
بيمارانى كه عامل خطر سكته مغزى دارند (مثلاً بيمارى دريچه‌اى قلب، نارسايي قلب، هيپرتانسيون (فشار خون بالا) ، ديابت ، سن بالاى ۷۵ سال) بايد درمان ضدٌ انعقادى با وارفارين (با هدف ۳-۲ = INR)  دريافت كنند. در اندك بيمارانى كه عامل خطرى ندارند يا مصرف وارفارين در آنها ممنوع است  از آسپيرين استفاده مي شود ولي بايد توجه كرد كه علارغم درمان راحتتر ، قدرت آسپرين در پيشگيري از ترومبوآمبولي بسيار كمتر از وارفارين بوده و فقط بايد در بيماران كم خطر در نظر گرفته شود.
خطر سكته مغزي كلا كم  (۱% در سال ) است.و لي بدليل شيوع بالاي اين اريتمي براي ما پزشكان مهم است. وارفارين حدود ۴/۳ اين احتمال را كاهش مي دهد ولي آسپيرين حدود يك سوم وارفارين اثرات پيشگيري از سكته مغزي را دارد.
نكته مهم لزوم  استفاده از داروهاي ضد انعقادي در ‏همه مبتلايان به ‏AF‏ از جمله فرم  بيماري AF حمله اي يا گذرا  و نيز بيماران AF بي علامت و حتي بعد از ‏cardioversion‏ ‏مي باشد.
۳- برگرداندن ريتم سينوسي (كارديوورژن):
قطع ريتم فيبريلاسيون دهليزي و تبديل  آن به ريتم نرمال سينوسي (كارديوورژن) به دو  روش كارديوورژن غير تهاجمي  ( دارويي، يا شوك قلب و ندرتا با پيس ميكر) يا  كارديوورژن جراحي (جراحي MAZ) امكان پذير است  اما امروزه يك روش جديد در موارد مقاوم به درمان طبي يا موارد راجعه براي قطعآريتمي فيبريلاسيون دهليزي يا براي قطع پاسخ بطني بالا بنام راديوفركونسي ابليشن نيز در دسترس است.
توجه داشته باشيد كه اولا برگرداندن ريتم سينوسي در همه بيماران AF انديكاسيون ندارد و بيشتر در موارد AF تازه ايجاد شده بدون علت مهم يا  اگر بيمار على‌رغم كنترل سرعت ضربان همچنان علامت‌دار(علائم نارسايي قلب) بماند، انديكاسيون مي يابد. دوما در همه  اين بيماران نيز كارديوورژن غير تهاجمي  ( دارويي، يا شوك قلب و ندرتا با پيس ميكر)  قابل انجام نبوده وممكن است آريتمي مكرر عود كند كه مجبور به استفاده ازروش هاي كارديوورژن جراحي (جراحي MAZ) و يا ابليشن باشيم.
الف) كارديوورژن غير تهاجمي  دارويي :
درمان داروئي باداروهاي آنتي آريتمي معمولا“ اثر بسيار  ناچيزي در كنترل ريتم دارند و در موارد معدودي استفاده مي شود.  همجنين با يد توجه داشت با توجه به احتمال زياد وجود لخته در دهليزبعد از ۲ روز  از شروع آريتمي فيبريلاسيون دهليزي  كارديوورژن بايد يا قبل از ۴۸ ساعت انجام شود يا   بعد از ≥۳ هفته از د رمان ضد انقعادي با هپارين يا وارفارين و يا در صورت لزوم انجام فوري كارديوورژن با اثبات عدم وجود لخته داخل دهليز چپ با  اكو از راه مرى (echocardioghraphy  Tansesoghageal) انجام گيرد. براى اين كار از داروهاى ضد آريتمي  گروه IC,IA يا III استفاده مي شود. نوع دارو بسته به اينكه اينكه  بيمارى ساختمانى قلب نداشته باشد يا اختلال عملكرد بطن چپ يا CAD  داشته باشد متفاوت خواهد بود.
معمولاً درمان بار اول  در حالى كه بيمار در بيمارستان تحت مونيتورينگ قلبي  است شروع مي شود اما براي دفعات بعدي مي توان از روش سرپايي استفاده كرد(روش pill in the pocket)  بطوريكه بيمار چند دقيقه بعد از حمله آريتمي فيبريلاسيون دهليزي به تعداد مشخص شده از قرص يا كپسول تعيين شده مي خورد و در صورت عدم كنترل در قدم بعدي به بيمارستان مراجعه مي كند.
در صورت برطرف شدن ريتم ‏AF‏ ، ‏ممكن است براي حفظ ريتم سينوس و پيشگيري از ايجاد مجدد ريتم ‏AF‏ نياز به ‏درمان دارويي طولاني مدت با داروهاي آنتي آريتميك باشد. پزشكتان بايد بسته به وضعيت شما در مورد سود دارو يا زيان عوارض دارويي در اين مورد تصميم گيري كند.
كارديوورژن غير تهاجمي با  شوك قلب:
هر جند بيشتر مردم از اسم شوك الكتريكي  قلب ترس دارند اما در واقع دادن شوك الكتريكي به قلب يكي از  بي خطر ترين روش هاي درماني و بيشتر اوقات نجات بخش است.
در چند مورد براي كارديوورژن ريتم فيبريلاسيون دهليزي از شوك (معمولاً ۱۰۰ ژول)  استفاده مي شود. ۱) در موارد نياز اورژانسي به كارديوورژن سريع مثل ريتم فيبريلاسيون دهليزي و افت فشار خون يا شوك كارديوژنيك و نيز درد سينه مقاوم به درمان يا سكته قلبي حاد. ۲) در زنان حامله با ريتم فيبريلاسيون دهليزي كه انديكاسيون كارديوورژن داشته باشند چون كاملا ايمن بوده و خطر آن از داروها كمتر است.  ۳) موارد مقاوم به داروها . ۴) در بقيه موارد با نظر پزشك معالج.
بجز در موارد اورژانسي ، كارديوورژن بايد به بعد از ≥۳ هفته از د رمان ضد انقعاد با هپارين يا وارفارين  يا در صورت لزوم انجام فوري كارديوورژن با اثبات عدم وجود لخته داخل دهليز چپ با  اكو از راه مرى (echocardioghraphy  Tansesoghageal) انجام گيرد. درمان ضدٌ انقعاد بايد ۲ حداقل تا ۳ هفته و گاهي مادام العمر  پس از كارديوورژن موفقيت‌آميز ادامه يابد.
كارديوورژن جراحي (جراحي MAZ):
روش جراحي AF به دنبال  ساير اعمال جراحي قلب نظير تعويض دريچه  يا گرافت باي پس عروق قلبي انجام مي شود و امروزه با توجه به امكان ابليشن در موارد كمتر  جراحي قلب فقط به علت ريتم AF انجام شده است. تكنيك هاي جراحي عمل AF شامل جراحي maze كه تكنيك بسيار پيچيده اي دارد و باتقسيم بندي نقاطي كه مسئول ايجاد AF هستند وانجام  برش و دوخت (Cut & Sew) است كه برش هايي را در اطراف وريد پولمونر ايجاد مي كنند تا ارتباط بافت اطراف وريد پولمونر  بااطراف را قطع نمايد
در روش ديگر  جراحي ساده تر اما كمتر موثر  از طريق  توراكوتومي محدود اقدام به تخريب شبكه گانگليوني  مي نمايند.
گاهي نيز با استفاده از كلامپ هاي باي پولار در اطراف وريد پولمونر مانع فعاليت Trigger ها در اطراف وريد پولمونر مي شوند. در اغلب اين موارد گوشك دهليزي را كه محل تشكيل لخته است را نيز مي بندند.
‎ابليشن راديوفركونسي  فيبريلاسيون دهليزي (RF ablation):
در برخي  از بيماران ضربان بالاي قلب ناشي از ريتم فيبريلاسيون دهليزي(‏AF‏) توسط دارو قابل كنترل ‏نبوده و يا ريتم  AF مكررا عود مي كند و مصرف دراز مدت دارو با عوارض بالا همراه است به ابليشن نياز باشد  در روش ابليشن با  راديو فركانسي از امواج ماورائ صوت استفاده شده و بواسطه توليد گرماي موضعي ، ابليشن صورت مي گيرد. از تكنيك هاي تخريب خطي (Linear lesion) در سطوح مختلف دهليز چپ ( اطراف وريد پولمونر ، ديواره خلفي ، سقف و ايسموس ميترال) در جهت اصلاح هدايت الكتريكي و  پيشگيري از انتقال  تاكي كاردي هاي بازچرخشي به داخل دهليز  استفاده مي شود. ابليشن وريد پولمونر و ايزوله كردن وريد پولمونر و تخريب مناطق مسئول ايجاد AF  معمول ترين  روش است.
ابليشن AF به علت درد ايجاد شده در هنگام تخريب نواحي مسئول ايجاد AF در اطراف وريدهاي پولمونر تحت بي هوشي عمومي انجام  مي شود.
روش دوم: در موارد نادري  ضربان بالاي قلب ناشي از ريتم فيبريلاسيون دهليزي(‏AF‏) توسط دارو قابل كنترل ‏نبوده و ابليشن خود AF مقدور نيست .در اين موارد از روش تسكيني  ابليشن ‏ ‏ گره دهليزي – بطني استفاده مي شود.  در اين  روش درماني با استفاده از امواج راديو فركانسي گره دهليزي بطني سوزانده مي شود‎‏ . در اين صورت ارتباط ‏الكتريكي دهليز به بطن قطع شده و در نتيجه پالس هاي ايجاد شده به بطن منتقل نمي ‏شود. قطعاً بعد از ‏اين نع ابليشن‏ نياز به تعبيه پيس ميكر بطني براي حفظ ضربان قلب مي ‏باشد. حملات طپش قلب توسط اين روش درماني به صورت كامل و هميشگي از بين ‏رفته و نيازي به داروي  ضد تپش قلب و يا ضد آريتمي نمي باشد. با اين حال ادامه درمان ضد انعقادي ‏لازم است. ‏اين روش ساده تر بوده نياز به بيهوشي ندارد اما پيس ميكر قلبي لازم است.
داروهاي مرتبط با عوامل ضد آريتمي : فلكاينيد